السيد عبد الحسين الطيب
211
اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى)
است و اما كسى كه سبك باشد ميزانهاى او پس از سر در هاويه كه از جهنم است ميافتد . مفسرين بلكه نوع مردم خيال كردند كه ميزان قيامت مثل دو كفه ميزان است در يك كفه عبادات را ميگذارند و در يك كفه معاصى را اگر عبادات سنگين باشد اهل نجات است و اگر معاصى سنگين باشد اهل هلاكت است چنانچه قبلا هم اين توهّم را رد كرده بوديم لكن اين اشتباه بزرگى است اولا از آيه استفاده مىشود كه هر كسى ميزانهاى زيادى دارد يك ميزان نيست زيرا تعبير به موازينه فرموده . و ثانيا معنى ثقل و خفت اين نيست چنانچه مىگويى : فلان آدم خيلى سنگين و وزين است و فلان بسيار سبك و بىمقدار است ، فلان كلام سنگين و وزين است و فلان كلام سبك و بىمقدار ، با مؤمن سبك صحبت نكنيد و او را سبك نكنيد و بىاعتنايى نكنيد ، قدر هر كس را بدانيد ، خود را در نظر مردم سبك نكنيد و امثال اين عبارات در السنه بسيار است لذا مىگوييم : كفر و شرك و ضلالت و معاصى هيچ وزنى ندارد به قدر كاه وزن ندارد ، حتى عبادات باطله كه فاقد شرائط و اجزاء باشد يا مقرون بموانع آنها هم هيچ وزنى ندارند لذا ميفرمايد : وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً فرقان آيه 23 ، پس بناء على هذا مىگوييم : غير مؤمن هر كه هست و هر چه هست اگر عبادت جن و انس را داشته باشد چون ايمان شرط صحت كل عبادات است هيچ وزنى ندارد كه جزو هباء منثور است . و اما مؤمنين هم عبادات باطلهء آنها و معاصى آنها هيچ وزنى ندارد فقط ايمان و اعمال صالحه و عبادات صالحه و افعال حسنه وزن دارد و آن هم بر هر يك آنها يك ميزان است هر چه ايمان قوىتر باشد و اخلاق فاضله زيادتر باشد و عبادات مقرون بشرائط قبول بيشتر باشد سنگينتر و وزينتر است لذا مىگوييم : فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ كه ايمان داشته باشد و داراى اخلاق فاضله و اعمال صالحه و حسنات باشد مصداق ثقلت موازينه است كه يك يك اين صفات و اعمال و حسنات براى خود وزنى دارند علاوه بر وزن ايمان و بسا يك عمل كه خيلى به نظر كوچك ميآيد از هزار عبادت سنگينتر است مثل كلمه توحيد : لا إله الا اللَّه و مثل صلوات